يحيى دولت آبادى
280
حيات يحيى ( فارسى )
و هم از اعضاى فاسد كه در انجمنهاى ملى داخل شدهاند و از بعض ناطقين منافق اطمينان نيست كه نطق مضرى نكنند كميسيونى در كتابخانه مسجد سپهسالار از نمايندگان انجمنها منعقد شده قرار دادهاند هركس بخواهد لايحه در ملاء بخواند يا نطق عمومى بكند بايد باذن آن كميسيون بوده باشد بلكه باينوسيله از آنمفاسد جلوگيرى بشود و هم از طرف مجلس هر مذاكره با انجمنها باشد بتوسط آن كميسيون مىشود مدير آن كميسيون موقتى ميرزا محمد صادق طباطبائى است چهارشنبه دهم در كميسيون اصلاح مجلس قرار داده مىشود كه حاج امام جمعه خوئى نماينده خوى كه خود با شاه راهى دارد و از تندروان مجلس دلخوش نيست و مخصوصا با تقىزاده و رفقايش طرفيت دارد نزد شاه رفته او را آرام كند حاج امام جمعه ميرود شاه را ملاقات كرده برميگردد و ميگويد كار را تمام كردم و امر باصلاح ميگذرد و شاه از چند نفر اشخاص نافذ در ملت نگران است ميگويد اينها ميان دولت و ملت را فساد ميكنند بايد آنها از اين مملكت بروند تا كار اصلاح شود منهم قبول كردم كه آنها بروند و قرار شد جلال الدوله و علاء الدوله و سردار منصور هم كه تبعيد شدهاند در تبعيد بمانند اشخاصى هم كه از دربار بنا بود بروند نروند به اين ترتيب كار اصلاح مىشود ميپرسند آن هشت نفر كيانند ملك المتكلمين - سيد جمال الدين - سيد محمد رضاى مساوات - ميرزا جهانگير خان صور - ميرزا داود خان - شاهزاده يحيى ميرزا و بندهء نگارنده را ميشمارد بديهى است يك چند نفر را از مليون در مقابل آن چند نفر كه ملت از دربار اخراج آنها را خواسته بود در نظر گرفته تبعيد آنها را ميخواهند و اين مقدمه تقاضاى تبعيد چند نفر از وكلاى مجلس مخالف شاه است كه اكنون نميخواهند صحبت آنها را بدارند اين جواب را كه امام جمعه ميآورد موجب تخطئه او مىشود كه رفتيد نقض قانونى كه شده است رفع نمائيد حالا يك عده ديگر را كه براى ملت كار ميكنند قول دادهايد بدون جهت تبعيد نمايند مفسدين دربار هم كه اينهمه فساد كردهاند بجاى خود باشند در صورتى كه شاه قول صريح داده آنها را دور كند خلاصه كميسيون اصلاح مجلس اين مطلب را نميپذيرد مردم هم قبول نميكنند ولى اشخاص سادهلوحى كه تصور ميكنند